بررسی تاریخ موسیقی ایرانی و آموزش موسیقی

تاریخ موسیقی ایرانی و آموزش موسیقی

در این مقاله برای هنرجویان آموزش موسیقی به بررسی تاریخ موسیقی ایرانی پرداخته ایم تا علاقه مندان با اهمیت موسیقی در تاریخ ایران آشنا شوند.
هنگامی که نگاهی به تاریخ موسیقی ایرانی بیاندازیم متوجه خواهیم شد که در این تاریخ اصلی برجسته مطرح می باشد و این اصل این است که " موسیقی دیرتر می آید و عمیق تر "، می دانیم که برای هنرجویان آموزش موسیقی دانستن گوینده این اصل مهم می باشد اما در همه کتابها و مقالات مربوط به گوینده اصلی این اثر فردی به طور قطع معرفی نشده است.این اصل در موسیقی یکی از اصول جاودانه و همیشگی است که بر همه بزرگان و اساتید آموزش موسیقی اصلی ثابت شده است.معمولا گویندگان این اصول در تاریخ نامی از آنها برده نشده شاید خود گویندگان اینطور نخواسته اند و شاید دلایل دیگری نیز در این امر دخیل است به هر حال آنچه که برای هنرجویان آموزش موسیقی مهم تر است درک این اصول می باشد.البته به این موضوع می توان اشاره نمود که در غرب که عادت به مکتوب کردن تاریخ را داشتند، آرتور شوپنهاور را به عنوان اولین گوینده این اصل معرفی کرده اند و همچنین در قرن حاضر نیز بندتو کروچه به این اصل پرداخته و مطالعاتی در این زمینه داشته است.
حال به تعریفی مختصر از این اصل می پردازیم.موسیقی و آموزش موسیقی نسبت به سایر هنرها از جنس دیگری است و کاملا متفاوت تر از دیگر هنر هاست می توان گفت موسیقی از عامه ترین هنرها در بین مردم می باشد.برای درک بهتر مثالی خواهیم زد.مثلا شما چند فرد با شغل های متفاوتی  را در نظر بگیرید از پزشک ، معلم ، دانشجو و یک مهندس.احتمال اینکه همه این چهار نفر موسیقی گوش بدهند و یا به آموزش موسیقی علاقه مند باشند بیشتر است تا این احتمال که همه این چهار نفر به هنر تائتر علاقه مند باشند و یا هر روز به تماشای تائتر بروند.حال با  موضوع فراگیر تر و عام تر بودن موسیقی بهتر آشنا شدید.بهتر است بدانید این هنر نسبت به سایر هنر ها لطیف تر است و می تواند نفوذ بیشترو عمیق تری در افراد داشته باشد اما این نفوذ هم غیر آشکار است و هم اینکه زمان تاثیر گذاری بیشتری را طلب می کند.تمامی این ویژگی ها باعث انتزاعی شدن این هنر می شود و از طرف دیگر همین انتزاعی بودن باعث می شود درک عمیق و شناخت پیچیدگی های بسیار این هنر سخترشود اما این مشکلات در درک و فهم موسیقی باعث کاهش علاقه مندان نشده است زیرا این هنر ، هنری است که بدون درک و فهم نیز می توان از آن لذت برد. به همین دلیل است تعداد افرادی که در موسیقی به درک بالایی رسیده ان بسیار اندک است اما میتوان گفت بیشتر مردم از گوش دادن به موسیقی لذت می برند و حتی به دنبال آموزش موسیقی هم کشیده می شوند تا بیشتر لذت ببرند.یکی از مسائل مهمی که در موسیقی مورد تحقیق و بررسی گرفته است موضوع تاخیر ( نسبی ) موسیقی در تاثیر پذیری از تحولات اجتماعی می باشد.معمولا هنر موسیقی  نسبت به دیگر هنر ها مثل ادبیات نقاشی نمایش و ... حدودا نیم قرن زمان نیاز دارد برای تاثیر گذاری نسبت به تحولات اجتماعی.اما نمی توان گفت این فاصله در تاثیر گذاری باعث نادیده گرفتن این تاثیر می شود بلکه تاثیری عمیقی در طول همین زمان خواهد گذاشت.علاقه مندان به آموزش موسیقی می دانند که زبان موسیقی نسبت به زبان دیگر هنر ها اصلا عامه فهم نیست همانطور که در بالا گفتیم درک و فهم موسیقی نیاز به درجات عالی از فرهنگ و هنر و تحصیلات در این زمینه و ...  دارد و و مثل بعضی هنر ها از هیچ نمادی استفاده نمی کند. اگر چه در هر نوع موسیقی ( چه موسیقی کلاسیک اروپا و چه موسیقی سنتی ) نمادگرایی استفاده نشده اما چنان رفعتی در خود دارد که علاقه مندانی بسیار را به سمت خود کشیدهو همین امر باعث می شود تاثیر گذاری بسیاری در تحولات سیاسی و فرهنگی داشته باشد.
پیچیدیگی های بسیاری در مبحث تاریخ و آموزش موسیقی وجود دارد که اگر بخواهیم توضیح دهیم شاید برای علاقه مندان بسیار جذاب باشد اما در یک مقاله نمیتوان به آن پرداخت. سعی میکنیم تا آنجا که بشود در مقالات بعدی برای علاقه مندان به آموزش موسیقی این مباحث را ادامه دهیم.

 


بلاگ آموزش موسیقی

ادامه مطلب