ساختن آکورد در آموزش موسیقی

آموزش ساختن آکورد در موسیقی

بر روی هر کدام از درجه های گام دیاتونیک گام های کوچک و بزرگ می شود با اضافه کردن نت های موسیقی از همان گام به فاصله ی سوم و پنجم آن درجه آکورد درست کرد. مسئله ای که فهمیدن آن و رعایت آن در آکورد سازی لازم می باشد این می باشد که کلیه ی فاصله های سوم و پنجم هر آکورد باید تابعه نت های موسیقی دیاتونیک آن گام باشد چون می تواند ب سطح های زیر و بم نت های موسیقی و نسبتشان به هم عادت کند. مرز بین ناخوشایندی یا خوشایندی فاصله های موسیقی آنطور که قبل تر هم به آن اشاره کردیم نه فقط در خلال تاریخ موسیقی غرب همیشه دستخوش تغییر بوده بلکه بین ملت ها و جامعه های مختلف هم به طور کامل یکسان نمی باشد. در موقعی که موسیقی غرب کم کم از شکل تک بخشی خارج می شد تا به شکل دو یا چند بخشی برسد قطعه های موسیقی به شکل نمونه های زیر تحریر می شدند.

انواع آکورد

آکورد های ساخته شده از نگاه فاصله ی بین نت های موسیقی به دو گروه کلی قسمت می شوند. گروه اول آکورد های مطبوع: در این گروه کل فاصله های پنجم درست می باشد. به آن ها آکورد های کامل گفته می شود. این گروه خودش به دو قسمت کوچکتر تقسیم می شود. 1- آنهایی که فاصله سومشان بزرگ می باشد. 2- آنهایی که فاصله سومشان کوچک می باشد.

گروه دوم آکوردهای نا مطبوع : فاصله ی پنجم در این ها درست نمی باشد. این ها هم به دو قسمت تقسیم می شوند: 1- آنها که فاصله پنجمشان کاسته می شود. 2- آنها که فاصله پنجمشان اضافه می شود. پس تمام آکورد های ساخته شده بر روی یک گام بزرگ و یک گام کوچک به روی هم به چهار گونه تقسیم می شوند.

1- آکورد کاسته : پنجم کاسته، سوم کوچک روی درجه های VII در گام بزرگ و درجه های II   و VII  در گام مینور هارمونیک.

2- آکورد کامل کوچک : پنجم درست، سوم کوچک روی درجه های II و III و VI در گام بزرگ و I و IV در گام کوچک هارمونی

3- آکورد کامل بزرگ : پنجم درست، سوم بزرگ روی درجه های I و IV و V در گام بزرگ و در گام کوچک هارمونی

4- آکورد افزوده :پنجم افزوده، سوم بزرگ روی درجه ی III گام کوچک هارمونی. در کل این موارد تمام فاصله ها از پایه ی آکورد محاسبه می شود

در دهه های وسط قرن بیستم بعضی از تئوریسن های آموزش موسیقی در مسیر آفرینش آثارشان به شکستن بعضی از مرز های موسیقی دوره های قبل حرکت کردندو روشی به وجود آمد که به اسم موسیقی مدرن مشهور می باشد. با اشائه ی این روش پایه های نظری فاصله به تزلزل انجامید و مباحث نا خوشایندی و خوشایندی و مرز بین آن دو تا اندازه ای ارزش خود را از دست داد و دیوارهای این قوانین شکسته شد ولی همانطور که در طول تمام دوره های تحول سبک و بیان موسیقی به طور آشکار مشاهده می شود واجب بود که مرزهای جدید به وجود بیاید، قوانین جدید ایجاد شود و تئوری موسیقی ( آن موسیقی که بر اساس صوت های موسیقی و نه صوت های الکترونیک ایجاد می شد ) به شکلی جدید تنظیم شود. در مورد فاصله و ناخوشایندی و خوشایندی آن از جمله افرادی که بسیار تلاش کرد پانس یلینک تئوریسین آموزش موسیقی مدرسه عالی موسیقی وین می باشد. یلینک اعتقاد داشت که احساس روانی یک پدیده آکوستیکی را از شنیدن همزمان دو یا چند صوت موسیقیایی را نباید عنصری کمیتی بدانیم بلکه باید آن را بیانی هدف دار و هنری بدانیم. یلینک در شروع فاصله را به دو گروه تقسیم می کرد.

1- فاصله ی بین نت های موسیقی هم نام ( اکتاو و هم صدا و اکتاو های مضاعف ) 

2- دیگر فاصله ها 

بعد از آن در جدول گونه ای گروه های دوگانه ای فواصل را در خانه های یک و دو قرار می دهیم. کم کم آنها را کوچکتر یا بزرگتر می کنیم.

بلاگ آموزش موسیقی

ادامه مطلب