میزان های مخلوط در آموزش موسیقی

آموزش میزان های مخلوط در موسیقی

هنرجویان آموزش موسیقی تا الان با چهار نوع میزان آشنا شده شده اند ، 1- میزان دو تایی 2- میزان سه تایی 3- میزان ترکیبی 4- میزان های لنگ. اکنون میفهمیم که از آمیخته شدن میزان های چهارگانه، میزان های مخلوط به وجود می آید. میزان های مخلوط به دو شکل گوناگون نشان داده می شود،

الف- میزان مخلوط در ادامه آهنگ: در این حالت میزان های یک آهنگ به کمک تغییر کسر میزان یا نشانه های دیگر عوض می شوند. تغییر ترکیبی در وزن را هم چنین می شود بدون تبدیل کسر میزان و فقط با تعویض سرعت و حالت به وجود آورد. مثال: سونات از بتهوون در تونالیته دو کوچک که از شروع تا میزان هجدهم موسیقی حرکتی سریع دارد و از میزان هجده حرکت آهسته می شود( نشانه ی گریو فرمانی بر این فرم اجراست). این حرکت چهار میزان ادامه پیدا می کند و بعد با فرمان دیگری در میزان بیست و سوم نمونه حرکت موسیقی دوباره تندی قبلی خود را پیدا می کند. متاسفانه نمی شود همه ی موومان سونات سیزده را نمایش داد.

ب- میزان مخلوط همزمان: در موسیقی چند بخشی بعضی اوقات یک یا چند بخش با تقسیم ساده ی دوتایی و بخش هایی با تقسیم سه تایی همزمان پیش برده می شود. این حالت هم گونه های بسیاری دارد که دوتا از آسان ترین نمونه های آن بدین صورت است :

لحظه های بی ضرب

در یک قطعه موسیقی ( بیشتر موسیقی های دوره رومانتیک ) امکان دارد بیان موسیقی آنچنان اوج بگیرد که تئوریسین آموزش موسیقی به جهت برجسته تر کردن حالت شگفتی حاصل از آن ضرب موسیقی را تقریباً متوقف کند تا در این لحظات صوت های ملکوتی به گوش برسد . دیرند های این صوت ها هر چقدر دراز یا کوتاه باشد کوچک تر از نت های معمولی تحریر می شود و هر وقت دیرند شکل های نت موسیقی در این لحظات برابر نباشند ارزششان نسبت به هم تقریبی می باشد.

گزینش بهترین وزن

شناختی که هنرجوی آموزش موسیقی الان از وزن های دو تایی، سه تایی، ترکیبی و همچنین مخلوطی از آنها حاصل کردند دارای جنبه ی نظری می باشد، انتظار آنکه نقش یاد دادن جنبه ی عملی و احساسی موسیقی نه فقط درباره وزن بلکه درباره فاصله، گام، تشخیص تک نت های موسیقی(که در پرورش موسیقی به تمرین برای بدست آوردن هوش مطلق تعبیر شده است را هم به عهده بگیرد در این مبحث انتظاری منصفانه و درست نمی باشد. برای دست یافتن به این هدف ها در هنرستان های آموزش موسیقی یک رشته درسی زیر نام های آموزش سلفژ، دیکته موسیقی و پرورش گوش درس داده می شود که شناخت احساسی  و عملی موسیقی را در این درس ها باید فرا گرفت. آنچه از این مباحث می توان فهمید این می باشد که ما می توانیم نت موسیقی آهنگ نوشته شده را که کسر میزان هم در آن به وضوح قید شده بفهمیم و ببینیم در چه وزنی می باشد. هر وقت درس های سلفژ و دیکته موسیقی را یاد نگرفته باشیم نمی توانیم که مثلاً آهنگی را شنیده و وزن آن را بتوانیم تشخیص دهیم ، هر وقت هنرجوی آموزش موسیقی نیروی این تشخیص را در شروع داشته باشد آن را باید به حساب استعداد طبیعی او گذاشت. در این صورت از آنجا که استعداد تشخیص وزن در هر انسانی کمتر یا بیشتر می باشد ( حتی اگر جنبه ی نظری وزن را نداند و با تئوری موسیقی آشنایی نداشته باشد ) در این بحث تلاش خواهد شد تا هنرجوی آموزش موسیقی مطالب نظری را با کمک آنچه از موسیقی در می یابد فرا بگیرد و همچنین به کمک آنچه که از مطالب نظری یاد گرفته است آگاهی زیادتری درباره ی آنچه می شنود به دست بیاورد بیان شد که استعداد هر انسانی در تشخیص وزن متفاوت است در حقیقت مغز انسان توانایی حفظ وزن ، تشخیص تاکید ها در هر دوره ی وزن و جز این ها را دارا می باشد این ارگان به کمک مکانیسم های مختلف خود تقریباً هر کسی را چه موسیقی بداند چه نداند بر این میدارد که موسیقی را موافق طبع تشخیص داده در برابر آن واکنشی نشان دهد.

 


دیدگاه خودتان را بنویسید



بلاگ آموزش موسیقی

ادامه مطلب